تبليغاتX
سیناپس - بازگشت از خود

سیناپس

داستان- سینما- عکس

۱- امروز از مشهد عقب گرد می کنم از پنجاه خودم که هنوز هستند. رضا پیرنیا و کاوه فولادی نسب و ایمان بهزادیان و نسیبه فضل اللهی و لیلا بابایی و یوسف علیخانی و ... . چه غریب بودیم درآن قربت داستان نویسان. همه بودیم و هیچ کس ندیدمان. یکی نوشته بود که داستان ایرانی چیست ؟ گفتم از علیخانی فقط باید پرسید. 

اما مهم نیست. بازگشتم به تهران با صد تلفن که شد و بی جواب ماند. مهسا محب علی و کاوه و رضا به خاطر چیزی که نسیبه گفت خندیدند. یاد فرید افتادم و امشب سراغش رفتم چه عاشقانه دوستت دارم پسر خوب . وقتی رسیدم در خانه اش چه زیبا گفت که چند وقته ندیدمت بیا ببوسمت. دلم گرفته بود. فرید چه خوب شد که می روی و ازدواج می کنی تو تنها کسی بودی که حتی عشق جدیدت دلم را نلرزاند. هنوز هم قریبی کنارم.

۲- با لیلای بابایی فلاح همسفر بودم خوش گذشت. از هتل که خارج شدیم کاوه زنگ زد و گفت بیدار شدی؟ قرار بود بیدارم کند. ترسیدم و در دل گفتم پسر تو چرا تا این حد خوبی تو تنها سه روز است که مرا می شناسی. همان یک نفر گفت که باورم نمی شود که شما چهار تا فقط سه روز با هم آشنا شده اید.

با رضا قدم زدیم. چه بزرگ بود این مرد مهربان با بوی لیموی شیراز که حرفهایش هنوز بوی شراب ناب می دهد با آن رندی و ظرافتش.

ایمان چه ساده دلمان را شاد می کردی. نسیبه گفت پسر چه پرفرمنسی؟ چه زود از یادمان رفت که هیچ جایزه ای نگرفتیم.

یوسف علیخانی را نمی توان نوشت او یک کتاب است به جرم جا ماندن لای صفحات دفتر مشق کلاس اولش تنها جریمه می کند خودش را و چه زیبا جریمه هایش می شود اژدهاکشان.

علی خدایی گفت که چرا با این داستانت در جایزه شهر کتاب شرکت نکردی؟ مهسا محب علی گفت که اینها داستانت را نمی فهمند. هر بار که کاوه داستانش را می خواند دلم به حال دلش می سوخت که چه مظلومانه رفت زیر دست سیاف. اما ایمان را ببین که هنوز روی مبلش دراز کشیده است و بی خیال جایزه است. هنوز دارد قدش را با مبل می سنجد.

۳- فردا می روم آستارا چه هیجانی دارد این لبهایم برای بوسیدن ملیکا. ماهی گیری و از آنجا سراغ شمس رفتن و گلایه کردن.

۴-اژدهاکشان را می خوانم و مبهوتم. هفته بعد که از سفر آمدم مفصل از اژدهاکشان و یوسف علیخانی خواهم نوشت که هرگز یادم نمی رود چگونه با هم آشنا شدیم. اذیتش کردم اما در آغوشم کشید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمود قلی پور  |