یکی دیروز پرسید چرا همه تقسیم بندی های تو سه قسمتی هستند. گفتم چون همه بفهمند که من این کار را کردم. مثل زمانی که پشت فرمان ماشین راهنمایی رانندگی امتحان می دادم. سرهنگ پرسید در چه مواقعی باید راهنما زد. گفتم هر وقت بخواهیم فرمان را به چپ یا راست بپیچانیم یا اینکه در صورت لزوم. از خنده قبولم کرد. اصل ماجرا اگر چه با اینکه گفتم فرق دارد ولی این ماجرا را طوری گفتم که خوشم بیاید. این از تشریح سه مرحله ای بودن نظریات من.
نظریه اصالت تک عشقی:
عشق سه مرحله دارد که در دو و گاه یک نقطه کوتاه عشق دیده می شود. مرحله اول مرحله ای که هنوز عاشق یا معشوق فقط به هم فکر می کنند و پر از تب و تاب است خیال هایی که می بافند و تبی که به جانشان می افتد. این مرحله از آن کسی است که پیش گام باشد و به فکر عاشقیت بیفتد. مرحله دوم وصال است که با گرفتن جواب از طرف مقابل معلوم می کند باید شاد بود یا غمگین. اگر جواب مثبت باشد و مرحله تصاحب انجام شود و مالکیت اثبات گردد عشق محو می شود و از این به بعد هر کدام در غمی جدید فرو می روند که آن آینده است. آیا معشوق می ماند؟ آیا عاشق فرد رویا ها است و اگر یک روز برود چه می شود؟ این نگرانی به خاطر حضور در کنار یکدیگر با تب ناب عشق فاصله دارد و تنها مانند سایه ای بر طرفین میافتد مثل اشاره به یک نت بالاتر در ساز می ماند و با وصال. دیگر دو نفر هیچ وقت بوی خوش عشق را نمی شنوند. و مرحله سوم هنگامی است که نگرانی جواب دهد و از هم جدا شوند تا چند مدت رنگ زرد عشق بر صورت غمدیده عیان می شود. می توان این طور کشید.
خیال - عشق - برقراری ارتباط - نگرانی شبه عشق - جدایی - عشق
و یا
خیال - عشق- برقراری ارتباط- نگرانی شبه عشق - وصال - هم زیستی مصالحت آمیز و یا غیر آن
برایتان در هر ارتباط و هر نگاهی عاشقیتی با یک عشق آرزو می کنم. بله برای شما.
