تبليغاتX
سیناپس - شیوه های نقد و پژوهش در هنر

سیناپس

داستان- سینما- عکس

عده ای بر این عقیده هستند که داستان خوب اعم از کوتاه یا بلند شامل چند ویژگی مهم است. سوژه مناسب. فرم روایی متانسب با سوژه . سیر خط روایی به شیوه درست. شخصیت پردازی. فضاسازی و استفاده به جا و لازم از کنش های داستانی. به عبارت ساده تر داستان شخصیت خاصی از اجتماع را که در وضعیت منحصربه فردی از تعادل یا عدم تعادل قرار دارد را در یک برش زمانی خاص در جایی قرار می دهد و او را با استفاده از رشته ای از عوامل علت و معلولی به عدم تعادل یا تعادل می رساند. بیان کلاسیک یا بهتر بگویم بیان نئو کلاسیک داستان نویسی را به صورتی موجز می توان در چند جمله بالا خلاصه کرد.

 اما در حوزه هنر مدرن این تعریف دستخوش تغیراتی می شود. نظریات خاصی هم حول این نطریات شکل می گیرد که حوزه "نظریه ادبی" را شامل می شود. در این سلسله بحثها که هر از گاهی به آن خواهیم پرداخت به بررسی موشکافانه این نظریات می پردازیم. آنچه در طول چند سال اخیر به مدد ترجمه هایی که در این حیطه انجام شده به سامان دهی دانش نقد و تئوری ادبیات منتهی شده است. دانش ساماندهی دانش به همان اندازه که برای پژوهشگران فلسفه و منتقدان هنر اهمیت دارد برای خود هنرمندان نیز حائز اهمیت است. گاهی می شود که منتقدی مغرض با دو شیوه ناهمگون اثری خوب را به چالش می کشد در این صورت دارایی دانش تئوری به هر هنرمندی این امکان را می دهد که در برابر نقدهای غیر اصولی مقاومت کتد. در این قسمت بر آنم که با دسته بندی قلمرو تحلیل هنر نمایی کلی و حلاجی شده به دست فعالین عرصه هنر بدهم.

هر اثر هنری را می توان از سه منظر مورد نقد بررسی قرار داد:

۱- بررسی فرمیک : بیان تکنیک های کاربردی و عینی یک اثر با توجه به قواعد پیشین و نو آوری های آن . به عنوان مثال در نقاشی استفاده از تکنیک امپرسیون قواعد خاص خود را دارد و نقاش باید به اصول اجرایی آن پایبند باشد و نیز با تکیه به ذوق هنری اش دخل وتصرف هایی در آن شیوه بکند. ( از این رو عده ای از تئوریسین های هنر تعداد سبک های موجود در جهان هنر را به اندازه تمام آثار خلق شده می انگارند)

۲-بررسی محتوایی : این دست بررسی به تحلیل علل و عقاید روی آوری هنرمند به موضوع می پردازد. نویسنده ای را در نظر بگیرید که در داستانش می خواهد ماجرای عشقی نافرجام را نشان دهد. او پسر را در موقعیت ۱ قرار می دهد و بلافاصله دختر را در همان موقعیت آنگاه پسر به موقعیت ۲ می رود و دختر به موقعیت ۳. از این به بعد تمام تلاش پسر رسیدن از ۲ به ۳ است. راهی که او انتخاب می کند همان آرا و عقایدی است که نویسنده در آرمان شهر ذهنش انتظار دارد. پسری که از خانواده اش می گذرد تا به دختر برسد. نقد و تحلیل این مسیر حرکت و راههایی که نویسنده انتخاب می کند همانا نقد درونی یا محتوایی است.

۳ - بررسی زیبایی شناسانه : اگرچه این شیوه از تحلیل را می توان تا زمان کانت فیلسوف به عقب برد اما سبقه علمی آن را نمی توان بیش از بیست سال دانست. در این شیوه منتقد یا تحلیلگر متن(در اصطلاحات نقد و پژوهش به هر اثر هنری متن می گویند) را در ارتباط بین فرم و محتوی بررسی می کند. این شیوه که به بیان فلسفی هنر نزدیک تر است را از شاخه های نفوذ کرده فلسفه در هنر می دانند.  به عنوان مثال معماری می خواهد ساختمان یک مدرسه را طراحی کند او از همه ابزار ها و توانیی ها برخوردار است. دانش و امکانات به او این اجازه را می دهد که ساختمان را به هر شکلی درست کند. او برای این مدرسه بیست کلاس در نظر می گیرد اما فکرش را بکنید که راهرویی که  کلاسها را به حیاط وصل می کند مسیری تو در تو و پر رمز و راز باشد. یا نویسنده ای که برای بیان غم ناشی از آخرین نگاه دختری به جسد مادرش از سبک کوبیک یا کوبیسم استفاده کند و نویسنده ای که ماجرای عشق بچه کلاس اول به معلمه اش را که از زبان خود کودک است را از طریق سیال ذهن بگوید. انتخاب فرم مناسب با روایت هنری را در این قسمت بررسی می کنند. این شیوه برای پژوهشگران تازه کار اگرچه جذاب به نظر می رسد اما چون شمشیر دو لبه خطرناک است. در کشورمان هم که این شیوه به صورت افراطی مرسوم شده است بیشتر باعث نگرش دوباره به حوزه نقد شده تا خلق هنر.

در قسمت بعد  به بیان سه روش بررسی در حوزه نقد و نظریه ادبی می پردازیم که در این اینجا اجمالا به آن اشاره ای می کنم.

نقد ساختار گرا / نقد پسا ساختار  گرا / نقد ساختار شکن

 

-----------------------------------------------------------

نظریه ادبی (جاناتان کالر-فرزانه طاهری) / کلیات زیبایی شناسی (کروچه-فواد روحانی)/ فرهنگ ادبیات و نقد (جی.ای.کادن- فیروزمند)

برگرفته از مقدمه مقاله تئوری نقد نقد ادبی ( محمود قلی پور تالیف ۱۳۸۴)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمود قلی پور  |