وقتی نگرانی تنها کاری که می توانی دعا هست. به هر چیز که اعتقاد داری متوسل می شوی تا دعاهایت استجابت شود. وقتی کاری می کنی که دیگران را دچار سوء تفاهم می کنی، می توانی هزار بار عذرخواهی کنی. اما فایده ندارد. دیگران فکر می کنند که بی خیالی و هیچ چیز برایت مهم نیست اما باید یکی بیاید و ببیند که غم و غصه تمام زندگی ات را پوشانده است. اینکه می گویند عذاب وجدان وجود دارد اینک تمام زندگی ام را فراگرفته است. تنها دعا می کنم که تمام سوء تفاهمات از بین برود. تا همه چیز مرتب شود و روح آرام بگیرد، ثانیه ها مثل گذشت قرنها کند می گذرند. نمی توانی بخوابی. احساس می کنی که هر لحظه ممکن است بمیری.
قلبم درد می کند. احساس می کنم سالها پیر شده ام اما می دانم که تمام این عذابها جزای شوخی هایی است که هم می توانند بخندانند و هم اشک آور باشند. باید عذابها را تحمل کنم.
این نوشته را با کمال ادب و پوزش تقدیم می کنم به دوستانی که آزارشان دادم. باور کنید هیچ گاه تا این حد خسته و مستاصل نبوده ام. و این عذاب شوخی های بد من است. ای کاش می توانستم عمق تاسفم را بیان کنم. از دو دوست خوبم پوزش می خواهم و می گویم که می دانم شوخی بدی کرده ام. امیدوارم که همه چیز درست شود.
متاسفانه آنقدر بیچاره شده ام که دیگر دوست ندارم سراغ اینترنت و نوشتن و هیچ چیز بروم. امیدوارم در تمام این مدت که مرا تحمل کرده اید آزارتان نداده باشم که اگر چنین باشد به بزرگواریتان مرا ببخشید.
خداحافظ
محمود قلی پور
