تبليغاتX
سیناپس - برای غریبان قریب

سیناپس

داستان- سینما- عکس

ريشه در خون دلم برده درختي كه من است
من كه صد زخمم از اين دست و تبرها به تن است

اي غريبان سفر كرده ! كدامين غربت
بدتر از غربت مردان وطن دروطن است ؟

چاه ديگر نه همان محرم اسرار علي
چاه مرگي است كهپنهان به ره تهمتن است

اين نه آب است روان پاي درختان ديگر
جو به جو خون شهيدان چمن در چمن است

و آنچه در جنگل از اطلال و دمن مي بيني
مدفن آنهمه جان بر كف خونين كفن است

بي نيازند ز غسل و كفن .اينان را غسل
همه از خون و كفن ها همه از پيرهن است

این شعر را حسین منزوی گفته . گاهی پیش می آید که بعضی ها از تملق به ستوه می آیند و شعر دلشان را می گویند البته منظورم حسین منزوی نیست.

باشد که مقبول افتد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمود قلی پور  |